الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
113
كفاية الأصول ( فارسى )
نشده است تا شما بحث كنيد كه آيا استعمال آن در اين معانى حقيقى است يا مجازى . به عقيدهء جناب آخوند ( ره ) معناى ( افعل ) همان انشاء طلب است منتهى طلب ، يا حقيقى است و يا انشائى . * طلب حقيقى چيست ؟ صفتى از اوصاف حقيقيّهء نفس است كه قائم به نفس و بيانگر خواست باطنى و واقعى انسان است و لو مبرّزى براى آن نباشد ، فى المثل : طلب و خواست باطنى شما به فلان كتاب و يا . . . تعلّق مىگيرد . * طلب انشائى چيست ؟ خواست و طالبى است كه به سبب لفظى از الفاظ انشاء مىشود و به عبارت ديگر برخى از مفاهيم قابليت اين را دارند كه انشاء به آنها تعلّق بگيرد . * با توجّه به مطالبى كه گذشت مراد از ( بل لم تستعمل الّا فى انشاء الطلب الّا . . . ) چيست ؟ اين است كه به نظر مرحوم آخوند ( ره ) معناى واقعى صيغهء افعل ، طلب انشائى و يا انشاء طلب است و مراد متكلّم از فعل امر همين معناست ، لكن انگيزهها متعدّد و متفاوت است و در هر مقامى به انگيزهاى كه مخصوص آن مقام است از فعل امر استفاده مىشود . فى المثل : صيغهء امر در مواردى از قبيل : ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * و ( آتُوا الزَّكاةَ ) * و ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ . . . ) * و ( كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ ) * و . . . در طلب انشائى استعمال شده است ، لكن : اهداف و اغراض از آنها متفاوت است ، چرا كه : 1 - گاهى انشاء طلب به داعى طلب ، بحث و تحريك حقيقى است و از طلب باطنى و قلبى سرچشمه مىگيرد . يعنى : مولى حقيقتا خواهان صدور يك فعل از عبد است و بر مبناى همين خواست قلبى ، صيغهء افعل را جارى و انشاء طالب مىكند تا به مقصودش برسد . 2 - گاهى نيز انشاء طلب به انگيزهء ديگرى از انگيزههاى مختلف مىباشد مثلا به داعى امتحان عبد ، به داعى تهديد و يا به انگيزهء تجيز و . . . فى المثل : 1 - هدف از طلب انشائى در ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * تحقّق نماز در خارج و بحث مكلف به خواندن نماز است . 2 - و داعى از طلب انشائى در ( آتُوا الزَّكاةَ ) * تحريك مكلف به دادن زكات است . 3 - و هدف از طلب انشائى در ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ) براى بيان عجز و ناتوانى افراد است و هكذا . . . * نتيجهء مطلب اينكه :